نقش پانکراس در دیابت نوع 1 و دیابت نوع 2: آسیب، ترمیم و درمان‌های نوین

لوزالمعده (پانکراس) عضوی حیاتی در سیستم غدد درون‌ریز بدن است که نقشی محوری در تنظیم متابولیسم انرژی، به‌ویژه قند خون، ایفا می‌کند. این غده نقش یک سنسور دقیق را در حفظ تعادل گلوکز (قند) خون ایفا می‌کند. در شرایطی که قند خون بالا باشد، پانکراس (لوزالمعده) با تولید و ترشح هورمون انسولین توسط سلول‌های بتای جزایر لانگرهانس قند خون را کاهش می‌دهد. در مقابل، در شرایطی که قند خون پایین است، سلول‌های آلفای پانکراس با ترشح هورمون گلوکاگون، قند خون را افزایش می‌دهند. دیابت شیرین (یک وضعیت مزمن متابولیک) نتیجه مستقیم اختلال در عملکرد پانکراس است.
دیابت به دو نوع اصلی تقسیم می‌شود که مکانیسم‌های پاتوفیزیولوژیک متفاوتی در پس آنها قرار دارد، اما هر دو به اختلال در عملکرد پانکراس مرتبط هستند:

  • دیابت نوع 1 (T1DM) یک بیماری خودایمنی است که در آن سیستم ایمنی بدن به اشتباه سلول‌های تولیدکننده انسولین در پانکراس را تخریب می‌کند. نتیجه این وضعیت کمبود مطلق انسولین است؛
  • دیابت نوع 2 (T2DM) این نوع دیابت، پیچیده‌تر بوده و با دو مشکل اصلی مشخص می‌شود: مقاومت به انسولین (که در آن سلول‌های بدن به انسولین پاسخ نمی‌دهند) و نقص عملکرد تدریجی سلول‌های بتا در پانکراس که قادر به جبران این مقاومت نیستند. به دیگر سخن، وقتی مقاومت به انسولین ایجاد می‌شود، پانکراس اقدام به افزایش تولید و ترشح هورمون انسولین می‌کند تا بتواند قند خون را به‌صورت موثر کاهش دهد، اما این وضعیت نمی‌تواند برای مدت زیادی ادامه داشته باشد، چراکه سلول‌های پانکراس به تدریج فرسوده شده و توانایی تولید و ترشح میزان بالایی از انسولین را از دست می‌دهند.

در این نوشتار از مجله شکربان به بررسی ساختار پانکراس، نقش آن در پاتوفیزیولوژی هر دو نوع دیابت نوع 1 و دیابت نوع 2، آسیب‌هایی که در این بیماری‌ها متحمل می‌شود و راهبردهای درمانی نوین مرتبط با آن پرداخته شده است.

برای پانکراس چرب چی بخوریم؟

ساختار پانکراس و جزایر لانگرهانس

پانکراس یک غده مرکب است که هم عملکرد بروز ریز (ترشح آنزیم‌های گوارشی به روده) و هم عملکرد اندوکرین یا درون ریز (ترشح هورمون‌ها به جریان خون) دارد. بخش درون ریز پانکراس به‌صورت خوشه‌هایی میکروسکوپی به نام جزایر لانگرهانس سازماندهی شده است. این جزایر که حدود ۱ تا ۲ درصد از حجم کلی پانکراس را تشکیل می‌دهند، قلب تنظیم قند خون هستند و از چندین نوع سلول اصلی تشکیل شده‌اند:
سلول‌های اصلی جزایر لانگرهانس

  1. سلول‌های بتا (Beta)
    • این سلول‌ها فراوان‌ترین سلول‌های جزایر لانگرهانس هستند و حدود ۶۰ تا ۸۰ درصد از کل جمعیت سلولی را تشکیل می‌دهند؛
    • نقش اصلی سلول‌های بتا سنتز و ترشح هورمون انسولین. انسولین یک هورمون آنابولیک است که جذب گلوکز (قند) توسط سلول‌های عضلانی، چربی و کبدی را تسهیل کرده و سطح گلوکز خون را کاهش می‌دهد؛
  2. سلول‌های آلفا (Alpha)
    • حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد از سلول‌های جزایر لانگرهانس را تشکیل می‌دهند.
    • نقش اصلی ترشح هورمون گلوکاگون. گلوکاگون عملکردی متضاد با انسولین دارد و با تحریک گلیکوژنولیز (تجزیه گلیکوژن کبدی) و گلوکونئوژنز (تولید گلوکز جدید در کبد) سطح قند خون را در حالت ناشتا بالا می‌برد. شاید جالب باشد که بدانید حدود دو-سوم گلوکز (قند) دریافتی در هر وعده غذایی به‌صورت گلیکوژن در کبد ذخیره می‌شود و در فاصله میان وعده‌های غذایی با ترشح هورمون گلوکاگون به گلوکز (قند) تجزیه شده و وارد جریان خون می‌شود. این فرآیند نقش مهمی در تامین انرژی سلول‌های بدن در فاصله میان وعده‌های غذایی دارد.
  3. سلول‌های دلتا (Delta)
    • حدود ۵ تا ۱۰ درصد از سلول‌های جزایر لانگرهانس را تشکیل می‌دهند؛
    • نقش اصلی ترشح سوماتواستاتین. این هورمون به‌عنوان یک عامل پاراکرین عمل می‌کند و ترشح انسولین از سلول‌های بتا و گلوکاگون از سلول‌های آلفا را مهار می‌کند، که به تنظیم دقیق عملکرد جزایر کمک می‌کند. بر اساس آنچه مطرح شد، به زبان ساده، سوماتواستاتین یک هورمون طبیعی در بدن است که نقش آن «کم کردن سرعت فعالیت‌» بعضی از اندام‌هاست. اگر بخواهیم ساده‌تر بگوییم، زمانی که این هورمون ترشح می‌شود، مانند ترمز عمل می‌کند و جلوی ترشح چند هورمون دیگر را می‌گیرد. مهم‌ترین جاهایی که اثر می‌گذارد، معده و روده و پانکراس هستند.

در پانکراس، سوماتواستاتین باعث می‌شود ترشح انسولین و گلوکاگون کمتر شود. بنابراین روی تنظیم قند خون تاثیر غیرمستقیم دارد. در دستگاه گوارش هم باعث می‌شود ترشح اسید معده، حرکت روده‌ها و ترشح آنزیم‌های گوارشی آرام‌تر شود. به همین دلیل گاهی برای کنترل اسهال‌های شدید، خونریزی‌های گوارشی یا مشکلات ناشی از تومورهای هورمون‌ساز از داروهای مشابه سوماتواستاتین استفاده می‌شود.
به‌طور خلاصه، کارکرد اصلی سوماتواستاتین این است که فعالیت بیش‌ازحد بدن را متعادل و آرام کند تا همه چیز در یک ریتم طبیعی پیش برود.

  1. سلول‌های PP (یا سلول‌های F)
    • کم‌یاب‌ترین سلول‌های جزایر لانگرهانس هستند.
    • نقش اصلی ترشح پلی‌پپتید پانکراسی که بر ترشح آنزیم‌های اگزوکرین و حرکات دستگاه گوارش تاثیر می‌گذارد.

مکانیسم ترشح انسولین توسط سلول‌های بتای پانکراس

فرآیند ترشح انسولین یک پاسخ وابسته به گلوکز (قند) است. هنگامی که سطح گلوکز خون بالا می‌رود:

  1. گلوکز از راه ناقل GLUT2 وارد سلول‌های بتای پانکراس می‌شود؛
  2. افزایش ATP/ADP در سلول، کانال‌های پتاسیم وابسته به ATP را می‌بندد؛
  3. دپولاریزاسیون غشاء سلولی رخ می‌دهد؛
  4. کانال‌های کلسیم وابسته به ولتاژ باز می‌شوند و یون‌های کلسیم داخل سلول سرازیر می‌شوند؛
  5. افزایش غلظت کلسیمداخل سلولی، وزیکول‌های حاوی انسولین را به غشاء هدایت کرده و موجب ترشح انسولین از طریق اگزوسیتوز می‌شود.

نقش پانکراس در دیابت نوع یک  (T1DM)

دیابت نوع 1 اساسا یک بیماری خود ایمنی است که در آن سلول‌های ایمنی بدن به سلول‌های بتا جزایر لانگرهانس که مسئولیت تولید و ترشح انسولین را برعهده دارند حمله کرده و آنها را نابود می‌کنند. این نابودی به حدی شدید است که پانکراس توانایی تولید انسولین کافی برای حفظ هومئوستاز گلوکز را از دست می‌دهد و فرد دچار کمبود مطلق انسولین می‌شود.
مکانیسم تخریب خودایمنی
دیابت نوع 1 به‌عنوان یک بیماری خودایمنی سلول‌های بتا شناخته می‌شود که در آن مولکول‌های سیستم ایمنی (لنفوسیت‌های T، آنتی‌بادی‌ها و ماکروفاژها) به اشتباه سلول‌های بتا را به‌عنوان « عامل بیرونی/خارجی» شناسایی کرده و به آنها حمله می‌کنند.

  1. مرحله پیش‌بالینی این فرآیند اغلب سال‌ها قبل از بروز علائم بالینی آغاز می‌شود. آنتی‌بادی‌های ضد جزایر (مانند ICA، GAD65-Ab، IA-2A) در خون قابل شناسایی هستند؛
  2. تهاجم لنفوسیت‌های T لنفوسیت‌های T سیتوتوکسیک (CD8+) و سلول‌های T کمکی (CD4+) به داخل جزایر لانگرهانس نفوذ کرده و واکنش التهابی شدیدی به نام اینسولیت (Insulitis) ایجاد می‌کنند؛
  3. نابودی سلول‌ها سلول‌های بتا در اثر آپوپتوز (مرگ برنامه‌ریزی شده سلولی) یا نکروز ناشی از حمله ایمنی، تخریب می‌شوند.

عوامل موثر بر بروز دیابت نوع یک

  • عوامل ژنتیکی عوامل ژنتیکی در بروز دیابت نوع یک نقش مهمی دارند. مهم‌ترین تاثیر ژنتیکی مربوط به بخشی از ژن‌ها روی کروموزوم ۶ است که به آنها HLA گفته می‌شود. اگر کسی بعضی از انواع خاص این ژن‌ها را داشته باشد، مانند HLA‑DR3 یا HLA‑DR4، احتمال اینکه به دیابت نوع یک مبتلا شود بیشتر می‌شود؛
  • عوامل محیطی و ویروسی عفونت‌های ویروسی خاص (مانند کوکساکی ویروس B، روتاویروس) ممکن است به‌عنوان عامل شروع‌کننده حمله به سلول‌های تولید کننده انسولین در پانکراس عمل کنند. این ویروس‌ها ممکن است از طریق «تقلید مولکولی (Molecular Mimicry)» باعث شوند سیستم ایمنی علیه پروتئین‌های مشابه ویروسی در سطح سلول بتا واکنش نشان دهد.

پیامدهای فیزیولوژیک دیابت نوع یک
با نابودی بیش از 80 تا 90% سلول‌های بتا جزایر لانگرهانس پانکراس ترشح انسولین به شدت کاهش یافته یا متوقف می‌شود.

  • هیپرگلیسمی (افزایش قند خون) به دلیل عدم جذب گلوکز (قند) توسط بافت‌های محیطی میزان قند خون به میزان قابل‌توجهی افزایش می‌یابد و فرد دچار هیپرگلیسمی می‌شود؛
  • کاتابولیسم پروتئین و چربی در شرایطی که انسولین برای انتقال قند به درون سلول‌ها در دسترس نباشد و سلول‌های با مشکل کمبود انرژی مواجه شوند، بدن بجای گلوکز (قند) شروع به تجزیه چربی‌ها (لیپولیز) و پروتئین‌ها می‌کند؛
  • کتواسیدوز دیابتی (DKA) لیپولیز (تجزیه چربی‌ها به منظور تامین انرژی) منجر به تولید مقادیر زیادی اسیدهای چرب می‌شود که در کبد به کتون‌ها تبدیل می‌گردند. تجمع کتون‌ها باعث اسیدی شدن خون می‌شود که یک وضعیت اورژانسی و تهدیدکننده حیات است. به دیگر سخن، وقتی بدن به انرژی نیاز دارد و قند کافی در دسترس نیست، به سلول‌های چربی دستور می‌دهد که تری ‌گلیسریدها را بشکنند. در این فرآیند، چربی‌ها تبدیل به اسیدهای چرب و گلیسرول می‌شوند. اسیدهای چرب وارد خون می‌شوند تا عضله‌ها و کبد از آنها به‌عنوان سوخت استفاده کنند.
پانکراس و انسولین

نقش پانکراس در دیابت نوع دو  (T2DM)

دیابت نوع دو یک بیماری چندعاملی است که در آن عملکرد پانکراس به تدریج و در پاسخ به یک زمینه متابولیک معیوب (مقاومت به انسولین) دچار نقص می‌شود. در مراحل اولیه دیابت نوع 2، پانکراس سعی می‌کند با ترشح بیشتر انسولین (هیپرانسولینمی) بر مقاومت بافتی غلبه کند، اما با پیشرفت بیماری، توانایی ترشح سلول‌های بتا تحلیل می‌رود.

مقاومت به انسولین

مقاومت به انسولین به کاهش حساسیت بافت‌های هدف (عضله، کبد و بافت چربی) به اثرات انسولین اطلاق می‌شود. به دیگر سخن، «مقاومت به انسولین» یعنی بدن حرف انسولین را آن‌طور که باید گوش نمی‌کند. معمولا انسولین مانند یک کلید است که به سلول‌ها می‌گوید در را باز کنند و قند خون را به داخل ببرند تا آن را بسوزانند. اما وقتی مقاومت به انسولین پیش می‌آید، سلول‌ها به این کلید بی‌اعتنا می‌شوند. قند خون واردشان نمی‌شود و در خون باقی می‌ماند. بدن برای جبران، انسولین بیشتری می‌سازد و همین دور باطل کم‌کم باعث می‌شود قند خون بالا برود و بستر دیابت نوع دو فراهم شود. معمولا اضافه‌وزن شکمی، کم‌تحرکی، استرس مزمن و ژنتیک از عوامل مهم این نافرمانی سلولی‌اند.
به زبان خیلی ساده انسولین در خانه سلول را می‌زند، اما سلول دیگر راحت در را باز نمی‌کند.
 این وضعیت عامل اصلی محرک ابتلا به دیابت نوع 2 است. مهم‌ترین عوامل مقاومت به انسولین را می‌توان به چند دسته اصلی تقسیم کرد، اما همه آنها در یک نکته مشترکند: سلول‌ها نسبت به پیام انسولین حساسیت کمی پیدا می‌کنند:

  • اضافه‌وزن به‌ویژه چربی شکمی چربی اطراف شکم هورمون‌ها و مواد التهابی آزاد می‌کند که جلوی اثرگذاری انسولین را می‌گیرند. هرچه سایز دور کمر بالاتر باشد، مقاومت به انسولین بیشتر دیده می‌شود؛
  • کم‌ تحرکی وقتی عضلات فعالیت کمی داشته باشند، تعداد گیرنده‌های حساس به انسولین روی سلول‌ها کمتر می‌شود. فعالیت بدنی (حتی پیاده‌روی منظم) می‌تواند حساسیت به انسولین را به‌طور چشمگیری بهتر کند؛
  • ژنتیک و سابقه خانوادگی در بعضی افراد سلول‌ها ذاتا حساسیت کمتری به انسولین دارند. اگر پدر، مادر یا خواهر و برادر دیابت نوع دو دارند، احتمال بروز مقاومت به انسولین بیشتر است؛
  • تغذیه پرکالری و مصرف زیاد قندهای ساده خوردن مکرر غذاهای قندی، نان و برنج زیاد، نوشیدنی‌های شیرین و فست‌فود باعث بالا ماندن مداوم قند خون می‌شود و این موضوع سلول‌ها را نسبت به انسولین مقاوم می‌کند؛
  • استرس مزمن هورمون‌های استرس (به‌ویژه کورتیزول) باعث بالا رفتن قند خون می‌شوند. اگر استرس طولانی‌مدت باشد، بدن مدت‌ها در حالت قند بالا باقی می‌ماند و سلول‌ها نسبت به انسولین مقاوم می‌شوند. برای آشنایی بیشتر با نقش استرس مزمن در ابتلا به دیابت نوع 2 می‌توانید به نوشتار «کورتیزول و قند خون: نقش‌ها و کارکردها» مراجعه کنید؛
  • خواب ناکافی کم ‌خوابی یا خواب نامنظم (کمتر از ۶ ساعت) باعث تغییر هورمون‌ها، افزایش اشتها و کاهش حساسیت به انسولین می‌شود؛
  • اختلالات هورمونی بیماری‌هایی مانند سندرم تخمدان پلی ‌کیستیک (PCOS)، کم‌ کاری یا پرکاری تیروئید و افزایش هورمون‌های استرس می‌توانند مقاومت به انسولین را تشدید کنند. برای اطلاعات بیشتر در این رابطه می‌توانید به نوشتار «سندرم تخمدان پلی ‌کیستیک (PCOS) و ابتلا به دیابت» مراجعه کنید؛
  • افزایش چربی خون چربی‌ خون بالا، به‌ویژه تری‌ گلیسرید بالا، مانع اثر درست انسولین بر سلول‌ها می‌شود و یکی از نشانه‌های کلاسیک مقاومت به انسولین است؛
  • برخی داروها کورتون‌ها، بعضی داروهای ضدروان‌پریشی و برخی داروهای ضد HIV می‌توانند حساسیت به انسولین را کاهش دهند؛

ارتباط مقاومت به انسولین با چاقی و التهاب چاقی احشایی (چربی تجمع یافته در اطراف اندام‌ها) منجر به ترشح سیتوکین‌های پیش‌التهابی (مانندTNF-alpha  و اینترلوکین‌های ۶) از بافت چربی می‌شود. این التهاب مزمن، سیگنال‌دهی انسولین را در سطح گیرنده‌ها و مسیرهای پیام‌رسانی درون سلولی مختل می‌کند. در نتیجه، انتقال گیرنده GLUT4 به غشاء سلولی کاهش یافته و جذب گلوکز مختل می‌شود.

خستگی و آپوپتوز تدریجی سلول‌های بتا
در پاسخ به مقاومت شدید به انسولین، سلول‌های بتا مجبور می‌شوند به‌صورت مداوم و با ظرفیت بالاتری انسولین تولید و ترشح کنند. این فشار مزمن (Endoplasmic Reticulum Stress) دو اثر مخرب دارد:

  1. خستگی ترشحی توانایی سلول برای ذخیره و ترشح انسولین در پاسخ به محرک‌های گلوکزی کاهش می‌یابد؛
  2. آپوپتوز (مرگ سلولی) استرس مزمن بر شبکه آندوپلاسمی، تجمع پروتئین‌های تاخورده و افزایش استرس اکسیداتیو، در نهایت منجر به فعال شدن مسیرهای آپوپتوز در سلول‌های بتا می‌شود.

فرضیه «پایین آمدن عملکرد جزایر لانگرهانس پانکراس در افراد دارای تشخیص دیابت نوع 2» کاهش توده سلول بتا اغلب پس از تشخیص بیماری آشکار می‌شود. تخمین زده می‌شود که در زمان تشخیص ممکن است 50 % از توده سلول بتا از بین رفته باشد.
تغییرات ساختاری در بافت پانکراس
در افراد دارای تشخیص دیابت نوع 2 تغییرات هیستوپاتولوژیک زیر مشاهده می‌شود:

  • آمیلوئیدوز جزایر لانگرهانس (Islet Amyloidosis) آمیلوئیدوز جزایر لانگرهانس یعنی جمع شدن یک نوع پروتئین غیرعادی به نام «آمیلوئید» داخل یا اطراف سلول‌های جزایر لانگرهانس پانکراس (همان جایی که سلول‌های بتا انسولین می‌سازند). این اتفاق در دیابت نوع 2 این اتفاق خیلی شایع است. پروتئینی به نام IAPP یا «پپتید آمیلویِد پانکراسی» که همراه انسولین ترشح می‌شود، کم‌کم به‌صورت رشته‌های سفت و نامحلول رسوب می‌کند. این رسوبات مثل زخم یا سنگریزه داخل بافت عمل می‌کنند و به سلول‌های بتا فشار می‌آورند و باعث مرگ تدریجی آنها می‌شوند. 

نتیجه‌ اینکه تولید انسولین با گذشت زمان کمتر و کمتر می‌شود و کنترل قند سخت‌تر می‌گردد. 

به زبان ساده‌تر آمیلوئیدوز جزایر لانگرهانس یعنی «رسوب کردن مواد زائد پروتئینی در کارخانه تولید انسولین» و این رسوب‌ها باعث از کار افتادن تدریجی سلول‌های بتا می‌شوند.

  • فیبروز و تغییر در ساختار جزایر لانگرهانس سلول‌های دِگِنِراتیو (تخریب شده) با بافت چربی و فیبروز جایگزین می‌شوند که عملکرد کل جزیره را مختل می‌کند.

آسیب‌های پانکراس در دیابت (مشترک در هر دو نوع دیابت نوع 1 و دیابت نوع 2)

صرف نظر از مکانیسم شروع‌کننده دیابت (خودایمنی در دیابت نوع یک یا استرس متابولیک در دیابت نوع دو)، قند خون بالا منجر به آسیب‌های سلولی پیشرونده در پانکراس می‌شود.
استرس اکسیداتیو  (Oxidative Stress)
افزایش تولید گونه‌های فعال اکسیژن (ROS) یکی از عوامل کلیدی در تخریب سلول‌های بتا است.

  • در دیابت نوع 1  التهاب ناشی از حمله ایمنی منجر به تولید ROS توسط ماکروفاژها و سلول‌های T می‌شود که به غشای سلول‌های بتا و DNA آنها آسیب می‌زند؛
  • در دیابت نوع 2 افزایش سطح گلوکز (قند) و اسیدهای چرب آزاد باعث افزایش متابولیسم میتوکندریایی و تولید بیش از حد ROS می‌شود. این استرس اکسیداتیو عملکرد میتوکندری را مختل کرده و مسیرهای آپوپتوز را فعال می‌کند.

التهاب مزمن  (Low-Grade Inflammation)
در هر دو نوع دیابت دیابت نوع 1 و دیابت نوع 2، التهاب مزمن در جزایر لانگرهانس (Insulitis مزمن) مشاهده می‌شود، حتی اگر علت اولیه آن خودایمنی نباشد. سیتوکین‌های التهابی مانند اینترلوکین-۱ بتا به‌صورت مستقیم سمیت سلولی ایجاد کرده و بیان ژن‌های مرتبط با عملکرد سلول بتا را مختل می‌کنند.
فیبروز و کاهش توده سلول بتا
آسیب مزمن و التهاب منجر به فعال شدن سلول‌های ستاره‌ای پانکراسی (Pancreatic Stellate Cells) می‌شود. این سلول‌ها در پاسخ به آسیب، شروع به تولید ماتریکس خارج سلولی اضافی می‌کنند که منجر به فیبروز (تشکیل بافت اسکار) در جزایر می‌شود. فیبروز مانع از ارتباطات پاراکرین بین سلول‌های مختلف جزیره شده و نهایتا کاهش غیرقابل برگشت توده عملکردی سلول بتا را در پی دارد.
 مکانیسم‌های ترمیم پانکراس (بازسازی سلول بتا)
با درک اینکه علت اصلی در دیابت نوع 2 کاهش عملکرد و توده سلول بتا است و در دیابت نوع 1 تخریب کامل رخ می‌دهد، تحقیقات گسترده‌ای برای فعال‌سازی مکانیسم‌های ترمیم طبیعی پانکراس انجام شده است.
نئوژنِز (تولید سلول‌های بتا جدید)
نئوژنز شامل تولید سلول‌های بتا جدید از پیش‌سازان یا تکثیر سلول‌های موجود است.

  1. تکثیر سلول‌های بتا موجود در شرایط فیزیولوژیک، سلول‌های بتا آهسته تکثیر می‌شوند. در شرایط هیپرگلیسمی شدید (مانند اوایل ابتلا به دیابت نوع 2)، تکثیر سلولی موقتا افزایش می‌یابد اما به سرعت متوقف می‌شود. هدف درمانی، فعال‌سازی مجدد این مسیر تکثیری است؛
  2. تکثیر از سلول‌های درون‌زایی پتانسیل تبدیل سلول‌های دیگر پانکراس (مانند سلول‌های پیش‌ساز) به سلول‌های بتا فعال وجود دارد.

ترمیم از طریق سلول‌های مجرایی  (Ductal Cells)
سلول‌های پوشاننده مجاری پانکراس به‌عنوان یک منبع بالقوه از سلول‌های پیش‌ساز برای بازسازی جزایر شناخته می‌شوند. برخی مطالعات نشان می‌دهند که در شرایط آسیب شدید، این سلول‌ها می‌توانند تحت تاثیر عوامل خاصی تمایز یافته و به سلول‌های بتا یا آلفا تبدیل شوند.
نقش فاکتورهای رشد و سیگنالینگ
مولکول‌های سیگنالینگ متعددی می‌توانند بقا و تکثیر سلول‌های بتا را تقویت کنند:

  • پپتید شبه گلوکاگون-۱ (GLP-1) این هورمون روده که به‌صورت طبیعی پس از صرف غذا ترشح می‌شود، گیرنده خود را روی سلول‌های بتا بیان می‌کند. فعال‌سازی این مسیر، ترشح انسولین وابسته به گلوکز را تقویت کرده، تکثیر سلول‌های بتا را تحریک می‌کند و آپوپتوز آن‌ها را مهار می‌نماید؛
  • فاکتور رشد شبه انسولین-۱ (IGF-1) یک عامل قوی برای بقا و رشد سلولی است که بر سلول‌های بتا اثر محافظتی دارد؛
  • سایر فاکتورها فاکتورهای رشد دیگری مانند هورمون تیروئید، و فاکتورهای مرتبط با سیگنالینگ Notch و Wnt نیز در تنظیم بقا و تمایز سلول‌های بتا نقش دارند.
آینده پیوند پانکراس

درمان‌های نوین مرتبط با پانکراس

پیشرفت‌ها در درک مکانیسم‌های دیابت منجر به ظهور رویکردهای درمانی شده‌اند که مستقیما پانکراس یا عملکرد آن را هدف قرار می‌دهند.
داروهای مبتنی بر مسیر GLP-1 و DPP-4
این داروها مستقیما بر تنظیم ترشح انسولین در پانکراس تاثیر می‌گذارند و عمدتا برای دیابت نوع 2 کاربرد دارند، اما به دلیل اثرات محافظتی بر سلول بتا، مورد توجه هستند.

  1. آگونیست‌های گیرنده (GLP-1 مانند لیراگلوتاید و سماگلوتید) این داروها به گیرنده GLP-1  متصل شده و اثرات طبیعی هورمون را تقلید می‌کنند: افزایش ترشح انسولین، سرکوب گلوکاگون و کند کردن تخلیه معده. شواهد قابل توجهی نشان می‌دهد که این داروها می‌توانند باعث بهبود عملکرد سلول بتا و کاهش استرس اکسیداتیو در آنها شوند؛
  2. مهارکننده‌های (DPP-4 گلیپتین‌ها) آنزیم DPP-4 مسئول تجزیه سریع GLP-1 طبیعی است. مهار این آنزیم باعث افزایش سطح GLP-1 درون‌زا شده و عملکرد سلول بتا را بهبود می‌بخشد.

سلول‌ درمانی و پیوند سلول بتا

این رویکردها به‌طور مستقیم با جایگزینی سلول‌های نابود شده یا آسیب‌دیده پانکراس مرتبط هستند.

  • پیوند جزایر لانگرهانس در دیابت نوع 1 شدید و کنترل‌نشده، سلول‌های ایزوله شده از پانکراس اهداکنندگان به کبد فرد دارای تشخیص دیابت پیوند زده می‌شوند. موفقیت این روش نیازمند سرکوب سیستم ایمنی است تا سلول‌های پیوندی تخریب نشوند؛
  • سلول‌های بنیادی پرتوان القایی تحقیقات متمرکز بر تولید سلول‌های بتا عملکردی در آزمایشگاه از سلول‌های بنیادی بیمار یا اهداکننده است. این سلول‌ها پس از بلوغ، پتانسیل جایگزینی سلول‌های بتا از دست رفته را بدون نیاز به پیوند کامل پانکراس دارند.

ایمونوتراپی برای توقف حملات خودایمنی در دیابت نوع 1

در دیابت نوع 1 هدف اصلی جلوگیری از تخریب سلول‌های بتا قبل از بروز علائم کامل بیماری است.

  • آنتی‌بادی‌های مونوکلونال هدف قرار دادن لنفوسیت‌های T فعال یا مولکول‌های کمکی التهابی (مانند CD3) برای سرکوب پاسخ ایمنی علیه جزایر.
  • واکسن‌های آنتی‌ژن خاص تلاش برای «آموزش مجدد» سیستم ایمنی برای تحمل آنتی‌ژن‌های سلول بتا.

داروهای جدید محافظت‌ کننده از سلول‌های بتا پانکراس

این داروها (مانند متفورمین، برخی داروهای ضد چربی) اثرات مستقیم یا غیرمستقیم بر سلول بتا دارند، از جمله کاهش استرس ER، کاهش التهاب و افزایش مقاومت سلول‌ها در برابر عوامل سمی.
پیشرفت‌ها در تولید انسولین هوشمند
تلاش برای طراحی انسولین‌هایی که به‌صورت خودکار و فقط در زمان نیاز به گلوکز آزاد شوند، به منظور تقلید از ترشح طبیعی پانکراس، ادامه دارد. این انسولین‌ها ممکن است به تغییرات pH یا غلظت گلوکز در بافت‌ها پاسخ دهند.

 آینده درمان دیابت: مهندسی بافت و ژن‌ درمانی

آینده درمان‌های دیابت به سمت جایگزینی کامل عملکرد پانکراس یا اصلاح ریشه‌ای علل بیماری پیش می‌رود.
نقش مهندسی بافت و ارگان‌های زیستی  (Bioengineering)
هدف نهایی، ساخت یک پانکراس مصنوعی یا جایگزین کامل برای جزایر است.

  • کپسول‌سازی سلولی (Encapsulation) تولید پوشش‌های نیمه‌تراوا برای سلول‌های بتا  (چه انسانی و چه سلول‌های تولید شده از iPSCs) این کپسول‌ها اجازه می‌دهند انسولین و گلوکز مبادله شود، اما از حمله سیستم ایمنی جلوگیری می‌کنند و نیاز به سرکوب ایمنی را از بین می‌برند؛
  • اسکافلدها و ساختارهای سه‌بعدی استفاده از داربست‌های زیست‌سازگار برای هدایت رشد سلول‌های بتا در ساختارهای سه‌بعدی که عملکرد بیولوژیکی بیشتری نسبت به تزریق سلول‌ها در فضای زیر جلدی دارند.

رویکردهای ژن‌ درمانی

ژن‌ درمانی در پی این است که سلول‌هایی که به‌طور معمول انسولین ترشح نمی‌کنند (مانند سلول‌های ماهیچه‌ای یا چربی) برای ترشح انسولین در پاسخ به تغییرات سطح قند خون برنامه‌ریزی شوند یا اینکه ژن‌های محافظتی را در سلول‌های بتا موجود فعال سازد.

  • ترمیم ژنتیکی اصلاح ژن‌های مرتبط با مقاومت به انسولین یا نقص‌های ژنتیکی خاصی که منجر به دیابت نوع 1 یا فرم‌های نادر دیابت می‌شوند.

جمع‌بندی
پانکراس، به ویژه سلول‌های بتا در جزایر لانگرهانس، نقش محوری و غیرقابل جایگزینی در حفظ هموستاز گلوکز دارد. تخریب این سلول‌ها (در دیابت نوع 1) یا اختلال در عملکرد آنها در مواجهه با استرس متابولیک در دیابت نوع 2 علت اصلی پاتوفیزیولوژی دیابت است.
در دیابت نوع یک، حمله خودایمنی به طور مستقیم ساختار و عملکرد سلول‌ها را نابود می‌کند، در حالی که در دیابت نوع دو، ترکیبی از مقاومت محیطی و فرسودگی تدریجی سلول بتا، منجر به کمبود نسبی انسولین می‌شود که با افزایش فیبروز و استرس اکسیداتیو در پانکراس تشدید می‌گردد.
درمان‌های نوین دیگر صرفا بر جایگزینی انسولین تمرکز ندارند، بلکه هدفمندتر شده‌اند تا:

  1. تولید انسولین را تحریک کنند آگونیست‌های GLP-1؛
  2. بقا و بازسازی سلول‌های بتا را تقویت کنند فاکتورهای رشد و داروهای محافظ؛
  3. پاسخ ایمنی مخرب را متوقف سازند ایمونوتراپی.

تداوم تحقیقات در زمینه سلول‌های بنیادی و مهندسی بافت امیدواری‌ها را برای یافتن درمانی قطعی افزایش می‌دهد که در آن، پانکراس بتواند عملکرد خود را به طور کامل و خودتنظیم بازیابی کند. تشخیص زودهنگام نشانه‌های ایمنی در دیابت نوع 1 و مدیریت جامع عوامل خطر در دیابت نوع 2 برای حفظ آخرین بقایای عملکرد سلول بتا حیاتی است.

Shekarban وب‌سایت

‫3 نظر

  • […] کربوهیدرات‌ها) و پروتئازها (برای پروتئین‌ها) نیز در پانکراس تولید […]

  • […] با نقش پانکراس در تنظیم قند خون می‌توانید به نوشتار «نقش پانکراس در دیابت نوع 1 و دیابت نوع 2: آسیب، ترمیم و در…» مراجعه […]

  • […] کند. در ادامه به مهم‌ترین رویکردهای نوین در بازسازی پانکراس پرداخته شده است.تکثیر سلول‌های بتای باقیمانده در […]

  • دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *